در بازی بزرگ سرنوشت، میمو کارتهای اشتباهی کشیده است. او که فقیر به دنیا آمده، شاگرد یک مجسمهساز سنگی بیاعتبار شده است. اما او نبوغی در دستانش دارد. تقریباً همه پریها چشمشان به ویولا اورسینی است. او وارث یک خانواده معتبر است و دوران کودکی خود را در سایه کاخی در جنوا گذرانده است. اما او بیش از حد جاهطلب است که خود را تسلیم مقامی کند که به او واگذار شده است. این دو هرگز نباید با هم ملاقات میکردند. در نگاه اول، آنها یکدیگر را میشناسند و قسم میخورند که هرگز یکدیگر را ترک نکنند. ویولا و میمو نه میتوانند با هم زندگی کنند و نه میتوانند مدت زیادی از هم دور بمانند. آنها که با یک جاذبه تزلزلناپذیر به هم پیوند خوردهاند، سالها خشم را تحمل میکنند، زمانی که ایتالیا به فاشیسم فرو میرود. میمو انتقام خود را از سرنوشت میگیرد، اما اگر مجبور باشد ویولا را از دست بدهد، افتخار چه فایدهای دارد؟
نگهبان او
- نویسنده: ژان باتیست آندره آمترجم: آسوله مرادیناشر: نیلوفرزبان اصلی: ادبیات فرانسوینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1404488 صفحهنوبت چاپ: 1عنوان اصلی: Veiller sur elle




























































