همسر محمد، شیرین، حدود 2 سال پیش او را ترک کرده و از آن زمان تمام زندگی محمد در کار خلاصه می شود. او به بیماری کابوس متواتر مبتلا است و شهره، خواهر شیرین را مقصر اصلی طلاقش می داند. شیرین ناپدید می شود. فردی که خود را سرهنگ پلیس معرفی می کند، با ادعای مشابهت پرونده با موردی قدیمی، به محمد نزدیک می شود. محمد، شهره و سرهنگ بر اساس همان پرونده قدیمی سرنخ هایی را دنبال می کنند. محمد باید همزمان که به دنبال شیرین می گردد، هم نقطه ضعفش را که همان کابو س ها هستند از دیگران مخفی کند و هم با مرور خاطرات دلیل اصلی طلاقشان را بفهمد. در این میان همچنین ارتباط محمد با پدر دوست دوران سربازی خود عمیق تر می شود ... این داستان شکل گیری و فروپاشی گروهی کوچک از آدم هایی با هدف یکسان اما روش ها و اعتقادات متضاد و بعضا متخاصم را در بستر احساسات مردانه اما آسیب پذیر محمد که در اثر طلاق به فروپاشی روانی نزدیک می شود، به تصویر می کشد.
هزار دشت ارغوانی
- نویسنده: محمدباقر عبیریناشر: روزنه کارزبان اصلی: ادبیات فارسینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1402518 صفحهنوبت چاپ: 1





























































