داستان کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود در مورد پدربزرگی است که دچار آلزایمر شده و خاطراتش به مرور در حال محو شدن هستند. اما چیزی که همچنان او را زنده نگاه میدارد، خاطراتش با نوه عزیزش است. انگار همین خاطرات او را به این دنیا زنجیر کرده باشند. داستان در ابتدا به شکل عجیبی شروع میشود، چون ابتدای داستان در ذهن پدربزرگ است. پدربزرگ که خاطراتش در حال محو شدن است، میداند که به زودی همه چیز را فراموش خواهد کرد و از دنیا میرود، اما نمیداند که چطور این موضوع را به نوه خود بگوید و…
و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود
- نویسنده: فردریک بکمنمترجم: الهام رعاییناشر: نشر نونزبان اصلی: ادبیات سوئدینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 140170 صفحهنوبت چاپ: 17عنوان اصلی: And Every Morning the Way Home Gets Longer and Longer




























































