هیچچیز به اندازهی قدمزدن در کوچه پسکوچههای محلهی بُرجبُن بابل آرامم نمیکند؛ محلهی کودکی من. احساس عجیب و متناقضی دارم. در بُرجبُن عشق را تجربه کردم و در محلهی قاضیکِتی نفرت را. از یک طرف کابوس سالهای نوجوانی میافتد به جانم و از آن طرف لحظه لحظهی روزهای خوب عاشقی به خاطرم میدَود. همیشه خاطرات خوب، کابوسها را از ذهنم میتاراند. مگر یکی از آنها را. سالی یک بار از دیترویت به بابل میآیم. قبل از دیدارِ دوستان و فامیل، به دو خانه در بابل سر میزنم؛ خانهی عشقم در بُرجبُن و خانهای سرشار از ترس و نفرت در قاضیکِتی. (بخشی از رمان پروانه)
پروانه
- نویسنده: علی علینژادناشر: رسانش نوینزبان اصلی: ادبیات فارسینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1403186 صفحهنوبت چاپ: 1


































































