در داستان «کتاب وحشی» خوان برای تعطیلات تابستانیاش حسابی برنامه چیده، ولی مادرش همهی نقشههای او را نقش بر آب میکند؛ او خوان را میفرستد به خانهی عمو تیتو که یک کتابخوان قهار است. خوان باید از بین هزاران کتاب توی کتابخانهی عمو، کتاب وحشی را پیدا کند؛ کتاب چموشی که دم به تله نمیدهد و لابهلای صفحاتش رازی را پنهان کرده که فقط یک نفر میتواند از آن سر دربیاورد: کسی که بتواند آن را شکار کند! همهی ما عادت داریم که برای کشف رازها به سراغ کتاب برویم. اما اگر کتابی دلش نخواهد رازش را به ما نشان دهد چه اتفاقی میافتد؟ اگر کتابها برای خودشان فکر کنند چه؟ اگر کتابها میتوانستند تصمیم بگیرند که آیا خواننده شایستهی این هست که آنها را بخواند چه؟ این کتاب داستانی نوآورانه دارد که باعث میشود به فکر فرو برویم. هر کس که در زندگی کتابی خوانده، باید داستان کتاب وحشی را بخواند تا بفهمد که کتابها وقتی در دستهای ما لم دادهاند، دارند به چه چیزی فکر میکنند!
کتاب وحشی
- نویسنده: خوان بیورومترجم: سارا یوسفیناشر: پرتقالزبان اصلی: ادبیات اسپانیایینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1403212 صفحهتیراژ: 1000نوبت چاپ: 4عنوان اصلی: El libro salvaje































































