در رمان کوتاه «کتابخانهی عجیب» پابهپای موراکامی و شخصیت اصلی داستان او که یک پسر نوجوان است به کتابخانهای قدم میگذاریم که مثل یک هزارتوست. موراکامی در «کتابخانهی عجیب» ما را با جهانی کافکایی مواجه میکند. شخصیت اصلی رمان «کتابخانهی عجیب» پسر نوجوانیست که ورودش به یک کتابخانه او را درگیر ماجراهایی شگفتانگیز و ترسناک و پیشبینینشده میکند و در ادامۀ قصه میبینیم که کتابخانه ناگهان برایش به زندان بدل میشود. موراکامی در رمان «کتابخانهی عجیب» ما را گامبهگام از واقعیت به عرصۀ وهم و کابوس و فانتزی میکشاند. پسر نوجوانِ این رمانِ کوتاه وارد کتابخانه میشود و سراغ کتابهایی درباره گردآوری مالیات در امپراتوری عثمانی را میگیرد. پیرمرد کتابدار کتابهایی را درباره موضوع درخواستیِ پسر به او میدهد اما میگوید حق ندارد این کتابها را با خودش از کتابخانه بیرون ببرد و باید همانجا آنها را مطالعه کند. پسر کمکم درمییابد که محکوم به مطالعه و از بَر کردن آن کتابهاست. او در کتابخانه حبس میشود و باید در مدتِ حبس، کتابهایی را که پیرمرد به او داده است از بَر کند. مردی گوسفندنما که زندانبان پسر است به او میگوید که اگر کتابهایی را که پیرمرد کتابدار به او داده است بخواند و از بَر کند، مغزش توسط پیرمرد کتابدار خورده میشود «چون مغزی که بار دانش بگیرد، لذیذ است». پسر اما تصمیم میگیرد به کمک مرد گوسفندنما و زندانبان دیگرش، که دختری زیبا و لال است، از کتابخانۀ زندانشده فرار کند.
کتابخانه عجیب
- نویسنده: هاروکی موراکامیمترجم: مهدی غبراییناشر: جیحون، کتابسرای نیکزبان اصلی: ادبیات ژاپنینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 140196 صفحهنوبت چاپ: 6عنوان اصلی: The Strange Library



























































