- ای کاش گرگ، الله‌وردی رو خورده بود، ای کاش توی برف و سرما سقط شده بود و ما رو این همه عذاب نمی‌داد. افسانه گرگ و شب سرد برفی و سگ جانی پدربزرگ را بارها از زبان آنا شنیده بودم، ولی به سختی باور می‌کردم. - اگه مادرش بند قنداق بچه رو شل نبسته بود... - آنا، آخه بند قنداق چه ربطی به بابابزرگ داره؟ - کاش گرگ اونو می‌برد و من این همه عذاب نمی‌کشیدم. نه، هیچ‌کسی باور نمی‌کرد که نوزادی لخت و عور چند ساعت توی برف و سرما دوام آورده باشد. گیرم پدربزرگ ما، از کام مرگ جسته بود و به همین خاطر نام «الله‌وردی» به او داده بودند. گویا مادرِ الله‌وردی کله سحر از خواب بیدار می‌شود و اثری از طفل شیرخواره‌اش نمی‌یابد. سراسیمه از اتاق بیرون می‌زند و بعد از جستجوی بسیار بچه را نیمه‌جان میان برف‌های باغچه پیدا می‌کند. معجزه رخ می‌دهد و سرنوشت تبار ما توی باغچه رقم می‌خورد. شاید اگر بند قنداق بچه شل بسته نشده بود، از قنداق سُر نمی‌خورد و مثل یک تکه گوشت لُخم توی باغچه نمی‌افتاد و گرگ او را می‌برد و می‌خورد. نه، گرگ قنداق را به جای بچه برده بود. - کاش، ای کاش بند قنداق رو یه کمی محکم‌تر می‌بست.

 

چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل‌بوکز بخوانید.

زندان سکندر - جلد اول: سوارکار پیاده

€20.00Price
Perse En Poche
La Librairie du Monde Persan​

11 Rue Edmond Roger, 75018 Paris
Métro : Commerce ou Charles Michel

Tel : 01.72.40.84.40, 01.45.74.99.86


info@naakojaa.com

با روش‌های زیر می‌توانید از ناکجا خرید کنید

  • Facebook Clean
  • Twitter Clean
  • White Instagram Icon
  • White YouTube Icon

ناکجا نام ثبت شده موسسه اتوپیا است و مطالب تولیدی این سایت طبق قوانین حقوقی کشور فرانسه محافظت می شوند.

© Copyright 2012-2020 Naakojaa.com, All rights reserved