شیخ صنعان، داستان عاشق شدن پیری است از پیران صوفیان که صدها مرید داشته و تمام واجبات دینی را انجام میداده. یک شب در خواب میبیند که از مکه به روم افتاده و بر بتی سجده میکند. به حکم آنچه در رویا به او نموده بودند عازم روم میشود و آنجا گرفتار عشق دختری ترسا میگردد و برای خاطر معشوق ایمان میدهد و ترسایی میخرد و چنان در عشق ظاهر گرفتار میشود که خمر میخورد و زنار میبندد و خوکبانی پیشه میکند و دست از اسلام و مسلمانی میشوید.
شیخ صنعان
LIB1 M.E_2


















































