جوان شهرستانی بی مایه ای بود که همیشه دوروبر باجه ی تلفن می پلکید و روی گونه اش جای زخم سالکی بود.دست ما که نبود.نه مادر عروس بودیم نه پدر داماد.فقط میتوانستیم نچ نچی بکنیم و دمغ شویم و اگر حوصله ای بود برویم تو نخ یک آدم دیگر.شام را در سکوت خوردیم و خوابیدیم.چه خوابی؟ساعت ها گذشت و خوابم نبرد.می رفتم مریض ها را می دیدم و بر می گشتم.راهرو بخش مرده بود و نور آبی کم سویی بر زمین می تابید.صدای خرناس مریض ها می آمد و پرستار کشیک سر روی دو بازو بر کانتر پرستاری چرت میزد.بر میگشتم به اتاق و روی تخت دراز می کشیدم.پهلو به پهلو می شدم.صدای نفس های بلند جلال نمی آمد.یعنی جلال بیدار بود؟دم دمای صبح که بلند شدم بروم بیرون سیگاری بکشم توی تاریک رو شنا دستم را تکیه دادم روی بالش حمید تا زمین نخورم.بالش خیس خیس بود و حمید مست خواب بی جهت فکر میکردم دستم خون آلود است.

مجموعه داستان قناری باز

SKU: 9789643627539
8,90€Price
Perse En Poche
La Librairie du Monde Persan​

11 Rue Edmond Roger, 75015 Paris
Métro : Commerce ou Charles Michel

Tel : 01.72.40.84.40, 01.45.74.99.86


info@naakojaa.com

با روش‌های زیر می‌توانید از ناکجا خرید کنید

  • Facebook Clean
  • Twitter Clean
  • White Instagram Icon
  • White YouTube Icon

ناکجا نام ثبت شده موسسه اتوپیا است و مطالب تولیدی این سایت طبق قوانین حقوقی کشور فرانسه محافظت می شوند.

© Copyright 2012-2022 Naakojaaketab.com, All rights reserved