یکی بود، یکی نبود. دهِ کوچکی بود که مردمش خیلی فقیر و بیچاره بودند. زمینهای اطرافِ ده خشک و سنگلاخ بودند و چشمۀ کوچکِ کنارِ دهِ هم آنقدر آب نداشت که زمینها را سیراب کند. مردم سراسرِ سال به امید باران مینشستند، اما کجاست ابری که از بالای دهِ رد شود و کجاست ابری که ببارد؟ سال از پس سال میگذشت و میرفت و همهچیز همانطور بود که بود و امید باران هم از سَرِ مردم رفته بود. توی این دهِ کوچک که روی هیچ نقشهای دیده نمیشود و هیچکس اسمش را به خاطر ندارد، دختر کوچکی به اسم فاطمه با پدرش زندگی میکرد. فاطمه نمیدانست چند سال دارد. هر وقت که از سنوسالش پرسیده بود، پدرش فقط گفته بود که او در یک بهار، بعد از یک زمستانِ پرباران به دنیا آمده است. فاطمه مادرش را هم نمیشناخت، چون در جوانی مُرده بود.
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.

















































