انتشارات: (شخصی) - سال نامشخص
چکیده فلسفه یونان، بهویژه اندیشههای سقراط، افلاطون و ارسطو، از راه ترجمهها و فعالیت کاتبان و منشیان ایرانی در دوره اموی و عباسی، وارد فضای فرهنگی و فقهی جهان اسلام شد و بهتدریج در شکلگیری تفکر دینی و فقه شیعه اثر گذاشت. شرقشناسان بسیاری فلسفه اسلامی را تکرار یا اقتباس طوطیوار از فلسفه یونان دانستهاند، زیرا «فلسفه فقه سنتی» را بهجای فلسفه اسلامی معرفی کردهاند. در این پژوهش با تکیه بر منابع اولیه—کتب اربعه، آثار کلینی، صدوق، مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی—و همچنین بررسی تاریخی نقش ایرانیان و فرهنگ سریانیـعراقی نشان داده میشود که چگونه عناصر فلسفه یونان در فقه اسلامی جذب شد. مقایسهای با سنت مسیحی و نقش توماس آکویناس نیز نشان میدهد که مسیحیت همان چالشهای جهان اسلام را در مواجهه با فلسفه یونان تجربه کرده است. فلسفه اسلامی حاصل امتزاج منابع یونانی، عرفان اسلامی، حکمت ایرانی، و بهویژه آثار سهروردی و ملاصدراست. بااینحال، معمای اصلی آن است که فقه اسلامی، بهجای بهرهگیری از جنبههای عقلانی و اخلاقی فلسفه یونان، برخی عناصر سلسلهمراتبی، غیرعقلانی و تبعیضآمیز این فلسفه را جذب و با احادیث و روایات سازندگان قدرت درهم آمیخته است. این متن به واکاوی این درهمتنیدگی و دلیل انتخاب گزینشی بخشهایی از فلسفه یونانی میپردازد و میکوشد روشن کند که این انتخابها چگونه در ساختارهای فقهی و سیاسی اسلام، بهویژه در جهان شیعه ایرانی، نقشآفرینی کردهاند.
در هم تنیدگی نظریه های افلاطونی و ارسطویی در فقه اسلامی دست دوم
نصرالله نجات بخش































































