هنر، بیش از آنچه شاید در ابتدا به نظر برسد با فلسفه مربوط است اگر از منظر فیلسوفان به آثار هنری بنگریم. کتاب «فلسفهی هنر میشل فوکو: تبارشناسی مدرنیته»، از خلال کندوکاو در نظریات میشل فوکو درباب هنر غربی، وجهی از این رابطه را مینمایاند. پرداختن به هنر، جزو حاشیهها و فرعیات کار میشل فوکو بوده و او هیچوقت بهطور متمرکز به نقد و تفسیر هنر نپرداخته است. اما آیا میتوان بین این کار فرعی و اصلِ کار فوکو، که فلسفهورزی است، ربط و پیوندی یافت؟ جوزف تنکی در کتاب «فلسفهی هنر میشل فوکو» بر آن است که اثبات کند بله، میشود و چنین پیوندی درواقع وجود دارد. تنکی در کتاب «فلسفهی هنر میشل فوکو» نشان میدهد که آنچه فوکو درباب هنرهای تجسمی گفته و نوشته است چگونه خود را به منظومۀ فلسفی او وارد میکند و از طریق نظریههای فلسفی فوکو چه درکی از هنر غربی میتوان پیدا کرد و رویکرد فلسفی فوکو چگونه میتواند ما را در درک هنر غربی، بهمثابۀ تجلیای از مدرنیته، یاری کند. تنکی با همین رویکرد است که در این کتاب به مرور و بررسی و تحلیل آرای فوکو دربارۀ هنرهای تجسمی میپردازد.
فلسفه هنر میشل فوکو
- نویسنده: جوزف تنکیمترجم: مجید پروانه پورناشر: نشرچشمه، گیلگمشزبان اصلی: ادبیات انگلیسینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1401372 صفحهنوبت چاپ: 1عنوان اصلی: Foucault’s philosophy of art































































