این کتاب شامل دو داستان بلند است. یکی «آتش بندان«و دیگری» شمایل تاریک کاخها»
اتش بندان روایت واقعی است از یکی از دوستان زرتشتی نویسنده با کمی شرح و بسط که لازمه هر داستان است و البته نویسنده در ابتدای داستان هم توضیح داده است. با این داستان در کوچه پس کوچه های یزد میچرخید و اگر مثل من در حسرت دیدار آن شهر تاریخی باشید کمی حسرتتان بیشتر میشود و در عین حال کمی ارام میشوید چون با طرز نوشتن استاد وارد فضای یزد میشوید.. البته نسبت به فضا سازی داستان بعدی کمی ضعیف تر بود و به نظر من این داستان با عجله نوشته شده. خیلی جذبم نکرد و کمی نا امید شدم. موضوع کلی داستان در مورد بازگشت به اسالت و تاریخ گذشته و نیاکان و البته مسائل زرتشتیها بود و سختیهایی که به واسطه اقلیت از مسلمانها کشیدند و در نهایت تلاششان برای حفظ خود و سنتهایشان! موضوع داستان و شخصیتهای داستان را با کابوسهای شبانه مرد مسافر متوجه میشویم که خود را در زمانهای قدیم یزد میبیند و….. با خواندن این داستان به شدت یاد کد داوینچی افتادم فقط نه به قوت آن.
شمایل تاریک کاخها
LIB1 MB4




























































