داستانی تخیلی به زبان طنز و کنایه که بیش از هر کتاب تاریخی، اوضاع کنونی جهان را به تصویر میکشد. کتاب صف، نوشتهی بسمه عبدالعزیز داستان یک شهر خیالی است که با بیان قاطع و صریح نویسنده، فساد اداری و سیاسی حکومتهای خاورمیانه را به شما نشان میدهد. ماجرای این رمان، در یک شهر خیالی رخ میدهد که مردمانش برای ورود به آن نیاز دارند تا از دروازهی اصلی شهر عبور کنند. این دروازه است که با پردازش اطلاعات و مدارک مردم تصمیم میگیرد چه کسی حق ورود به شهر را دارد و عبور چه کسی غیرقانونی است. اغلب ماجراهای این رمان مربوط به بیمارستانی است که «طارق» در آن به طبابت مشغول است. دکتر طارق بیماری به نام «یحیی» را که در شورش مردم مورد اصابت گلولهی نیروهای دولتی قرار گرفته است، معاینه میکند. اگرچه همهی شواهد حاکی از سوءقصد به یحیی است اما دروازهی شهر مسئولیت آن را به عهده نمیگیرد و انکار میکند که اصلاً به کسی شلیک شده است. همچنین حکم میکند که خارج کردن گلوله از بدن یحیی بدون مجوز، غیرقانونی است. این دروازهی هوشمند در نهایت آثار تمام خشونتهایی را که دولت نسبت به مردم اعمال کرده است، پاک میکند. پس از این اتفاقات، دروازه بسته میماند. هزاران نفر بیرون از شهر، در صف ایستادهاند و منتظر باز شدن دروازه هستند تا دروازه با بررسی مدارک آنها، اجازهی ورودشان را صادر کند. در طول 140 روز، وضعیت یحیی بدتر میشود و سایر افرادی که در صف گرفتار شدهاند، برای زنده ماندن تلاش میکنند؛ زیرا همچنان کسی اجازهی ورود به آنسوی دروازه را ندارد. وخامت حال یحیی و مردمی که در انتظار ورود به شهر هستند، باعث میشود دکتر طارق دست به کار خطرناکی بزند!
صف
- نویسنده: بسمه عبدالعزیزمترجم: مهدیه مومنیناشر: مهرگان خردزبان اصلی: ادبیات عربینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 1401194 صفحهنوبت چاپ: 1عنوان اصلی: The Queue




























































