مجرمگفت: من فرشتهام!قاضی پرسيد: بالهايت كو؟گفت: بالهايم را بريدهاند!قاضی باور نكرد. نيشخند زد و او را به جرم نداشتن كارت شناسایی به حبس محكوم كرد. وقتی میخواستند به دستهايش دستبند بزنند، ناگهان چند فرشته از پنجره آمدند و او را با خود بردند. ساعتی بعد قاضی در كتابهای قانون دنبال مادهای میگشت كه مربوط به تعقيب مجرم در آسمان باشد.
فرشتهها ( مینیمالهای رسول یونان )
نویسنده: رسول یونان
ناشر: نشر مشکی
شعر




























































