در روزگاری که از «پایان تاریخ» و «برخورد تمدن ها» سخن میگویند، در روزگاری که «بازار» خدایی میکند و «جهانی شدن» دینی جدید شده است که قوانین خود را به همه ی جوامع بشری تحمیل میکند؛ در روزگاری که بنیادگرایی، با همه ی انواعش، معنویت را به عقب رانده و همه جا بذر کین توزی پاشیده است «مذهب عشق» ابن عربی نفسی است که در این کالبد تهی می دمد و نوای دلنشین عشق و دوستی را از آن به گوش می رساند. مذهبی که در آن مسجد و صومعه و دِیر و بت کده و چراگاه غزالان همه به یک حقیقت اشاره میکنند. پروفسور نصر حامد ابوزید، استاد کرسی ابن رشد در دانشگاه اوترخت و استاد کرسی اسلام شناسی در دانشگان لیدن هلند، در این کتاب به اندیشه ی ابن عربی میپردازد.
در این پژوهش، ابن عربی انسانی است که اگر به او نیز با دیده ی نقد بنگریم میبینیم که او نیز فرزند زمانهی خویش بوده است و گاه، تحت تأثیر قید و بندهای زمان و مکان، سخنانی بر زبان رانده که با اندیشهی والایش در تضاد است. ابوزید در این کتاب اندیشهی ابن عربی را از «جاهلیت» تا «ختم ولایت» بررسی میکند و در پرتو اندیشهی ابن عربی نظریات عارفان مسلمان دربارهی پیدایش وجود و مراتب موجودات و نیز تأویل ابن عربی از اصول و فروع شریعت را باز مینماید.
چنین گفت ابنعربی
نویسنده: نصرحامد ابوزید
مترجم: احسان موسوی خلخالی
ناشر: نشر نیلوفر
نقد
چاپ اول: 1390
323 صفحه




























































