ارسلان، بابک و برفی در فضای بازی جلوی ایستگاه مترو مشغول هنرنمایی هستند. ارسلان تنبک میزند و برفی آواز قشنگی را با لهجهی خودش میخواند. بابک دست میزند. در دور آخر ترانه، ارسلان به او اشاره میکند که از مردم پول بگیرد. بابک خجالت میکشد اما مردم خودشان پولها را جمع کرده به دست بابک میدهند. برفی آخر ترانه را یکباره با زبان خاصی میخواند که در عین ناشناخته بودن بسیار جالب و دلانگیز است و باعث تشویق بیشتر مردم میشود. بابک تعجب میکند، برفی از تشویق مردم لذت میبرد و از ته دل لبخند میزند...
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.

















































