یکی بود یکی نبود. یک قالیچهی پرنده بود که هرکس میخواست جایی برود، سوارش میشد. قالیچهی مهربان هم پرواز میکرد و او را میرساند؛ گاهی تا بالای کوه، گاهی لابهلای درختهای جنگل، گاهی تا آن طرف دریا. یک روز که قالیچه توی چمنزار، زیرآفتاب دراز کشیده بود، یک غول روی کولش پرید و گفت: زود باش… زود باش… برو پیش پری دریا. میخواهد چراغم را از پری پس بگیرم. قالیچه خوابآلود از روی زمین بلند شد. از روی دشت گذشت.از بالای کوه گذشت. از صحرا گذشت. غول خیلی سنگین بود. قالیچه خسته شد. یک گوشهای نشست..
میانگین امتیازات:
(0 رایدهنده)
جملات منتخب
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and link
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Keep your visitors in the know. Want to make this content your own? Just add your images, text and links, or connect to data from your collection.
Heading 6

محمد چرمشیر
نمایشنامهنویس
متولد 1339
یادداشتها
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.
نام کاربر
متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر متن نظر
Sept. 23, 2023 at 11am
Botany in The Developing World
Avenir Light is a clean and stylish font favored by designers. It's easy on the eyes and a great go to font for titles, paragraphs & more.
Sept. 23, 2023 at 11am
امتیاز شما به این محصول
برای ثبت نظر خود، لطفا وارد یا عضو شوید.

















































