ملتفت شدم که نروم تمیزتر می مانم. همان طور آب نکشیده حضور شاه شرفیاب شده زمین بوس کردم. دهان مبارک را باز نموده آنچه فحش فاحش بود نثار چاکر و اهل بیت چاکر نموده با لگد مبارک به آبگاه بنده کوبیدند. از درد بیخود شده نفس گیر گردیدم. با خوف هر چه تمام تر علت مرحمت قبله عالم را سؤال کرده دانستم که الحمدالله کدورتی از بنده نبوده است. چند کلمه از میان فحش های روح پرور دستگیر بنده شده ملتفت شدم ذات ملکوتی صفات به خاطر طرز سلوک «حلیم سلطنه» اندک پریشانی خیال داشته او را فرستاده اند بیاید.
روزنامه خاطرات فلان السلطنه (رحلی)
- نویسنده: فرخ سرآمدناشر: کارنامهزبان اصلی: ادبیات فارسینوع جلد: گالینگورقطع: رحلیتاریخ انتشار: 1402280 صفحهنوبت چاپ: 1
- LIB1 GC2
































































