تو باید خبر خوش را به مردم برسانی""بیخیال، آبِل! اصلاً به حرفم گوش نمیدهند." "بهشان بگو اگر زیادی نِق زدند، قیامت را میفرستم سراغشان!" دنیا به هم ریخته است؛ یاکوب یاکوبی این را به بدترین شکل ممکن میفهمد وقتی که وسط بازار کریسمس، دو بابانوئل قلابی جیبش را میزنند! اما مشکل فقط این نیست که بابانوئلها حالا دزد شدهاند؛ کل سیاره انگار نیاز به تعمیر اساسی دارد. و چه کسی بهتر از خدا برای این کار؟ بله، خودش! البته نه با ردای نورانی و ریش سفید، بلکه در قالب یک آشنای قدیمی: آبِل باومان، یک خوشگذران تمامعیار که این بار نهتنها تعطیلات زمستانی یاکوب را نابود میکند، بلکه در اقدامی انقلابی، او را مسیح جدید معرفی میکند! طبیعتاً، یک مسیح بدون حواریون که مسیح نمیشود! اما مشکل اینجاست که این حواریون بیشتر به یک تیم کلاهبرداری شباهت دارند تا منجیان بشریت؛ یکی معتقد است که فقط وگان شدن اجباری دنیا را نجات میدهد، دیگری خیال دارد سرمایهداری را درجا منحل کند و یکی هم هنوز قانع نشده که زمین گرد است! و یاکوب؟ او هنوز دارد با خودش کلنجار میرود که اصلاً این مأموریت از کجا باید شروع شود؟!
و خدا گفت تو باید کمکم کنی
- نویسنده: هانس راتناشر: فروغزبان اصلی: ادبیات آلمانینوع جلد: شومیزقطع: رقعیتاریخ انتشار: 2025298 صفحهنوبت چاپ: 1عنوان اصلی: Und Gott sprach: du musst mir helfen
LIB1 J-B_3
































































